زرد، قرمز،...
ساعت ۸:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢٥  

قبلا ها یه دفتر داشتم ملقب به دفتر زردِ! خب طبعا چون زرد بود. با این خاصیت که حاویِ یادداشت که نه، مزخرفات روزانه م بود. اونموقع ها (6،7 سال پیش) فکر میکردم اگه یه روزی برگهاش تموم شه چی مییشه!؟! بعدا خودم معدومش کردم. هیچیم نشد!

الان یه دفتر قرمزِ دارم! اولش تصمیم گرفتم که جوری ننویسم که باز یه روز بخوام نباشه، اما بازم ورقهایی داره که باید بعد از سیاه شدن برن تو سطل آشغال!

حدس میزنم بعدی بنفش باشه...



 
میمون
ساعت ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢٠  

این تئوری به میمون فکر نکن شدیدا جواب میده ها!

حتما شنیدین که روی یه عده این آزمایش رو میکنن که بهشون میگن سعی کنید اصلا به میمون فکر نکنید! اولین و تقریبا تنها تصویری که میاد تو ذهنتون تصویر میمونِ! حالا به عناوین مختلف! یکی آویزونه، یکی داره تاب بازی میکنه، یکی داره موز میخوره! یکی پوست موز میندازه زیر پات، ....

حالا حکایت منم همین شده. وقتی میخوام یه چیزهایی رو از توی ذهنم پاک کنم بدتر مثل میمون میان تو مغز آدم بالا و پایین میپرن!