اردیبهشت
ساعت ۱:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢۸  

خیلی وقتها گفتنی هام به کاغذ یا وبلاگ نمی‌رسند. میان و زود می‌رن مهلت گیر انداختنشون رو بهم نمی‌دن. بخصوص این هفته ها که بیشتر درگیر کار و درسم. اما هنوزم یک منظره‌ی قشنگ بارونی از پشت پنجره انقدر می‌تونه دلم رو بهاری کنه که من گیر بیفتم و یک جوری ابرازش کنم.

- سالیان پیش بارون از پشت شیشه راضیم نمی کرد. حتما به طبیعت اونطرف پنجره ملحق می شدم.

- بالاخره در یکی از اردیبهشت های زندگیم می رم که شیراز رو ببینم!