بدرقه
ساعت ٤:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢۳  

از دست دادن یک عزیز به هرصورتی که باشه، خیلی سخته. اما وقتی فکرش‌و می‌کنم اگه کسانی که با نگاهشون عزیزانشون رو بدرقه می‌کنن پرپر شدنش  جلوی چشمای پر از احساس و امیدشون اتفاق بیفته... حتی نمی‌تونم براش جمله‌ای پیدا کنم.

پ.ن: این روزها بقدری اعصابم ضعیف شده که نیم ساعت فیلمی که توش خشونت داشته باشه رو نمی‌تونم تحمل کنم.