اردیبهشت

خیلی وقتها گفتنی هام به کاغذ یا وبلاگ نمی‌رسند. میان و زود می‌رن مهلت گیر انداختنشون رو بهم نمی‌دن. بخصوص این هفته ها که بیشتر درگیر کار و درسم. اما هنوزم یک منظره‌ی قشنگ بارونی از پشت پنجره انقدر می‌تونه دلم رو بهاری کنه که من گیر بیفتم و یک جوری ابرازش کنم.

- سالیان پیش بارون از پشت شیشه راضیم نمی کرد. حتما به طبیعت اونطرف پنجره ملحق می شدم.

- بالاخره در یکی از اردیبهشت های زندگیم می رم که شیراز رو ببینم!

/ 3 نظر / 22 بازدید
ایمن

شیرازم می برمت [چشمک][گل]

فاطمه احمدی

سلام باید بیای سر به عمارت مادربزرگ من تو شیراز بزنی . بوی کاه گل ، ریحون تازه ، عطر گل محمدی .... دیگه نمیگم هوایی نشی :)